مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

322

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

عاليه به حضيض هاويه آمدندى . و اگر چه از جملهء « مهيّمين في جمال اللّه » بودندى ، كه رجوع به خلق نبودى ايشان را جهت تكميل ؛ كه هم درجه‌اى نازل بودى . و همانا كه اختيار اين لفظ [ كه الى السّيف سيف الطّبيعة ] از بهر اين كرد ، و نگفت كه : الى الطّبيعة ، تا مهيّمين في جمال اللّه داخل باشند در درجهء نازله . امّا چون ناصر همه ، در همهء مواطن و مقامات حق است ، آنان كه به ساحل طبيعت رسند ؛ يعنى : چون رجوع از حق به خلق كنند ، اگرچه نزول ايشان باز به طبيعت است ، لكن ظهور به طبيعت و آثار طبيعت نيست ؛ چنان كه پيش از سلوك بود ؛ بلكه بر ساحل طبيعت به امر حق واقف‌اند . و جهت تأكيد را فرمود كه : و ان كان الكلّ للّه و باللّه بل هو اللّه - يعنى : و اگر به حقيقت نظر كنى همه در مقام عبديّت عبداند للّه ؛ و در مقام ارشاد قائمند باللّه ؛ بلكه كلّ ( من حيث هو الكلّ ) مظهر اسم جامع‌اند ؛ كه آن اللّه است . امّا در درجات [ و ] مقامات و مراتب ، مظهريّات متفاوت‌اند ؛ همچنان‌كه درجات اسماء الهيّه نيز متفاوت است . بعضى شامل‌اند بر اندكى ، و بعضى جامع‌اند بر بسيارى . و چون نظر به حقيقت ذات « مسمّى به اسماء » كنى ، همه اسم يك ذات‌اند . و اگر خواهى سخن گشاده‌تر از اين گويم ، و گويد آن هر كه نمىداند كه : ذات با جميع صفات ، در همهء مظاهر ، من حيث [ هى هى ] همه ظاهر ؛ و همه او است . امّا اگرچه ذات ، با هر يكى هست از مظاهر ، امّا نتوان گفت كه : هر يكى او است ؛ و در بسيار جاى از سخن اين ضعيف يا بى كه گفته باشم كه : « همه او » توان گفت ؛ و « هر يك ، او » نتوان گفت . و اين سرّ از اين واضح‌تر نتوان گفت . قال نوح : « ربّ » ما قال الهى ، فانّ الربّ له الثبوت ، و الاله يتنوّع